معنی ۱neutral · 87%
دارای اطلاعات دقیق و گسترده دربارهٔ موضوعی مشخص
مثالهای طبیعی
Well-informed voters asked detailed questions.
رأیدهندگان آگاه سؤالهای دقیقی پرسیدند.
Our adviser is well-informed about local housing trends.
مشاور ما دربارهٔ روندهای بازار مسکن محلی اطلاعات خوبی دارد.
Customers became better-informed after the workshop.
مشتریان پس از کارگاه آگاهتر شدند.
نکتهٔ کاربردی
پیش از اسم با خط تیره میآید: a well-informed colleague. پس از فعل ربطی، well informed بدون خط تیره هم رایج است.
