معنی ۱neutral · 90%
دارای نیت کمک یا مهربانی، حتی اگر نتیجهٔ عمل موفقیتآمیز نباشد.
مثالهای طبیعی
Her well-meaning advice made the decision harder.
توصیهٔ خیرخواهانهٔ او تصمیمگیری را سختتر کرد.
The volunteers were well-meaning but poorly organized.
داوطلبان نیت خوبی داشتند، اما سازماندهیشان ضعیف بود.
A well-meaning colleague shared the news too early.
یکی از همکاران خیرخواه خبر را زودتر از موعد منتشر کرد.
نکتهٔ کاربردی
هنگامی که اقدامی نتیجهای ناخواسته دارد، well-meaning اغلب همراه با but میآید.
