معنی ۱neutral · 89%
کسی که روشن، مؤدبانه و تأثیرگذار صحبت میکند.
مثالهای طبیعی
The interviewer found her confident and well-spoken.
مصاحبهکننده او را فردی بااعتمادبهنفس و خوشبیان یافت.
A well-spoken teenager explained the proposal to the council.
نوجوانی خوشبیان پیشنهاد را برای اعضای شورا توضیح داد.
He sounded more well-spoken after rehearsing his introduction.
بعد از تمرین متن معرفیاش، سنجیدهتر و خوشبیانتر صحبت میکرد.
نکتهٔ کاربردی
Well-spoken به شیوهٔ صحبت کردن اشاره دارد، نه لزوماً لهجه یا تحصیلات؛ هیچ لهجهای ذاتاً برتر نیست.
