معنی ۱neutral · 90%
بهشیوهای خوب یا موفقیتآمیز
مثالهای طبیعی
She plays tennis very well.
او تنیس را خیلی خوب بازی میکند.
He speaks English well.
او انگلیسی را خوب صحبت میکند.
You did well on the test.
تو در آزمون عملکرد خوبی داشتی.
نکتهٔ کاربردی
برای توصیف اینکه کسی کاری را چگونه انجام میدهد از well استفاده کنید. این قید اغلب بعد از فعل یا مفعول آن میآید.
ترکیبهای رایج
— عملکرد موفقی داشتن
