معنی ۱neutral · 90%
گودال یا سازهای عمیق که از آن آب، نفت یا گازِ زیرزمینی به دست میآید
مثالهای طبیعی
The village still depends on a deep well.
روستا هنوز به یک چاه عمیق وابسته است.
The company drilled two new oil wells nearby.
شرکت در نزدیکی آنجا دو چاه نفت جدید حفر کرد.
Their well dried up after months without rain.
چاه آنها پس از ماهها بیبارانی خشک شد.
نکتهٔ کاربردی
اسم `well` با قید و صفت `well` که حالت انجام کار یا سلامت را توصیف میکنند متفاوت است.
