معنی ۱informal · 89%
زن یا دختر جوان، با لحنی قدیمی و گاهی تحقیرآمیز.
مثالهای طبیعی
The duke dismissed the servant as a mere wench.
دوک به خدمتکار اعتنایی نکرد و او را فقط «دخترکی» دانست.
She played a lively wench in the village pageant.
او در نمایش محلی نقش دخترکی شاد و سرزنده را بازی میکرد.
Calling any woman a wench may sound insulting today.
امروزه wench خطابکردن هر زنی ممکن است توهینآمیز به گوش برسد.
نکتهٔ کاربردی
قدیمی، گاهی شوخیآمیز و اغلب تحقیرکننده است؛ برای اشارهٔ عادی به زن در زبان امروز به کار نرود.
