معنی ۱neutral · 90%
قرارگرفته در بخش غربی یک مکان یا مرتبط با آن
مثالهای طبیعی
They live in western Germany.
آنها در غرب آلمان زندگی میکنند.
We explored the western coast.
ما ساحل غربی را کاوش کردیم.
Heavy rain affected western regions.
باران شدید مناطق غربی را تحتتأثیر قرار داد.
نکتهٔ کاربردی
`Western` معمولاً پیش از اسمی میآید که آن را توصیف میکند.
ترکیبهای رایج
— منطقهای در غرب یک مکان بزرگتر

