معنی ۱neutral · 86%
جانور بسیار بزرگی که در دریا زندگی میکند، هوا تنفس میکند و به نوزادش شیر میدهد.
مثالهای طبیعی
We saw a whale near the boat.
نزدیک قایق یک نهنگ دیدیم.
The whale came up to breathe.
نهنگ برای نفس کشیدن به سطح آب آمد.
Some whales are in danger from pollution.
آلودگی بعضی از نهنگها را در معرض خطر قرار داده است.
نکتهٔ کاربردی
نهنگها پستاندارند و باید برای تنفس هوا به سطح آب بیایند؛ ماهی نیستند.
ترکیبهای رایج
— نهنگ آبی، گونهای بسیار بزرگ
