از دانه یا آرد گندم تهیه شده باشد.
مثالهای طبیعی
She bought wheaten bread for breakfast.
او برای صبحانه نان گندمی خرید.
The recipe calls for wheaten flour and buttermilk.
در دستور پخت، آرد گندم و باترمیلک لازم است.
They packed a small wheaten loaf with cheese.
آنها یک قرص نان کوچک گندمی را همراه پنیر بستهبندی کردند.
نکتهٔ کاربردی
wheat bread در انگلیسی امروزی رایجتر است؛ wheaten bread بهویژه در نانپزی سنتی ایرلندی آشناست.
