معنی ۱neutral · 95%
بخش گردی که میچرخد و به حرکت وسیلهٔ نقلیه یا ماشین کمک میکند
مثالهای طبیعی
One wheel on the car is damaged.
یکی از چرخهای خودرو آسیب دیده است.
The front wheel needs more air.
چرخ جلو به هوای بیشتری نیاز دارد.
Most cars have four wheels.
بیشتر خودروها چهار چرخ دارند.
نکتهٔ کاربردی
wheel قابلشمارش است: one wheel, several wheels.
ترکیبهای رایج
— چرخی در قسمت جلوی یک وسیلهٔ نقلیه

