صدای زیر و نسبتاً آرامی که اسب ایجاد میکند.
مثالهای طبیعی
A quiet whinny came from the young pony.
شیههٔ آرامی از کرهاسب جوان شنیده شد.
We heard a whinny behind the wooden gate.
پشت دروازهٔ چوبی صدای شیهه شنیدیم.
The mare greeted her foal with a whinny.
مادیان با شیههای به کرهاش خوشامد گفت.
نکتهٔ کاربردی
whinny اغلب به صدای نرمتر یا زیرتر اسب گفته میشود؛ neigh واژهٔ کلیتر برای صدای معمول اسب است.
