معنی ۱neutral · 87%
مایع یا مخلوط نرمی را سریع زدن تا هوا در آن وارد شود
مثالهای طبیعی
Whip the cream until it forms soft peaks.
خامه را بزنید تا قلههای نرم تشکیل دهد.
She whipped the eggs before adding the sugar.
او پیش از افزودن شکر، تخممرغها را زد.
Whipping the mixture adds air and increases its volume.
زدن مخلوط هوا را وارد آن میکند و حجمش را افزایش میدهد.
نکتهٔ کاربردی
در آشپزی، `whip` یعنی با همزن دستی یا برقی چیزی را سریع زدن تا هوا وارد آن شود.
