پچپچ کردن؛ زمزمه کردن.
مثالهای طبیعی
She whispered the answer to her friend.
او جواب را در گوش دوستش زمزمه کرد.
Please whisper; the baby is sleeping.
لطفاً آهسته حرف بزن؛ بچه خواب است.
He whispered that everything would be fine.
او آهسته گفت همهچیز درست میشود.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «whisper to someone»، «whisper» در معنای «پچپچ کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
ترکیبهای رایج
اشتباه رایج
She whispered to my ear.
She whispered in my ear.
در کاربرد «whisper»، صورت “to” را به “in” تغییر دهید تا جمله از نظر دستوری درست شود.
درس کوتاه: whisper: پچپچ کردن
ترکیب «whisper to someone» را به خاطر بسپارید. در جملهٔ «او جواب را در گوش دوستش زمزمه کرد.» معنای «پچپچ کردن» را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.«whisper» در جملهٔ «She whispered the answer to her friend.» چه معنایی دارد؟
