زمزمه؛ پچپچ.
مثالهای طبیعی
I heard a whisper behind the door.
پشت در صدای پچپچی شنیدم.
They spoke in whispers during the film.
آنها در طول فیلم درگوشی حرف میزدند.
Her answer was barely more than a whisper.
صدای پاسخش از زمزمه بلندتر نبود.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «speak in a whisper»، «whisper» در معنای «زمزمه» بهکار رفته است. در جمله به مفرد، جمع یا غیرقابلشمارش بودن اسم توجه کنید.
