صحبت کردن با صدای بسیار آرام یا صدای حاصل از چنین گفتوگویی.
مثالهای طبیعی
Whispering continued despite the teacher’s warning.
با وجود هشدار معلم، پچپچ ادامه داشت.
Please stop the whispering during the performance.
لطفاً هنگام اجرا پچپچ نکنید.
We heard whispering behind the locked door.
پشت درِ قفلشده صدای پچپچ شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به حرف زدن آهسته میگوییم some whispering یا the whispering، نه a whispering؛ یک گفتهٔ آرام منفرد a whisper است.
