معنی ۱neutral · 88%
داشتن رنگ برف تازه یا شیر.
مثالهای طبیعی
She wears a white shirt.
او یک پیراهن سفید میپوشد.
The wall is white.
دیوار سفید است.
He has white hair now.
او حالا موهای سفیدی دارد.
نکتهٔ کاربردی
White برای توصیف رنگ اشیا، لباسها و بخشهایی از بدن مانند مو استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
white shirt — پیراهنی با رنگ سفید

