فردی که در مهارت یا موضوع مشخصی بهطرز استثنایی تواناست.
مثالهای طبیعی
Our computer whiz fixed the network before lunch.
متخصص نابغهٔ کامپیوترمان شبکه را پیش از ناهار تعمیر کرد.
She is a whiz at mental arithmetic.
او در محاسبات ذهنی نابغه است.
A marketing whiz designed their new campaign.
یک متخصص نابغهٔ بازاریابی کمپین جدیدشان را طراحی کرد.
نکتهٔ کاربردی
be a whiz at something یعنی در کاری بسیار ماهر بودن؛ whiz غیررسمی است و expert در نوشتههای رسمی مناسبتر است.
