معنی ۱formal · 90%
کاملاً یا تماماً
مثالهای طبیعی
Her conclusion is wholly unsupported by the available evidence.
نتیجهگیری او کاملاً بدون پشتیبانیِ شواهد موجود است.
The subsidiary is wholly owned by the parent company.
این شرکت فرعی بهطور کامل در مالکیت شرکت مادر است.
The decision was wholly theirs to make.
گرفتن آن تصمیم کاملاً بر عهدهٔ خودشان بود.
نکتهٔ کاربردی
`wholly` رسمیتر از `completely` است و اغلب در نوشتههای تحلیلی یا سازمانی دیده میشود.
