معنی ۱informal · 84%
با قضاوتی زننده و توهینآمیز، از نظر جنسی ناشایست تلقی شده است.
مثالهای طبیعی
The columnist cruelly described her outfit as whorish.
ستوننویس با بیرحمی لباس او را با واژهای جنسی و توهینآمیز توصیف کرد.
Why did the playwright make the heroine seem whorish?
چرا نمایشنامهنویس شخصیت اصلیِ زن را چنان ترسیم کرد که هرزه به نظر برسد؟
She rejected the claim that her dancing was whorish.
او این ادعا را که رقصش هرزهوار بوده است رد کرد.
نکتهٔ کاربردی
توهینآمیز، زنستیزانه و قدیمی است و اغلب برای شرمسارکردن زنان به کار میرود؛ در توصیفهای خنثی از آن پرهیز کنید.
