معنی ۱neutral · 87%
رشتهای از مادهٔ جاذب که سوخت را به شعلهٔ شمع یا چراغ میرساند
مثالهای طبیعی
She placed the wick in the center of the mold.
او فتیله را وسط قالب گذاشت.
Trim the wick before lighting the candle.
پیش از روشن کردن شمع، فتیله را کوتاه کنید.
These wicks are too short for tall jars.
این فتیلهها برای ظرفهای بلند خیلی کوتاهاند.
نکتهٔ کاربردی
فتیله رشتهای است که موم ذوبشده یا روغن را به شعله میرساند؛ خودِ شعله نیست.
ترکیبهای رایج
— فتیلهٔ داخل شمع
