معنی ۱neutral · 90%
زنی که با شخصی ازدواج کرده است.
مثالهای طبیعی
My wife works at a school.
همسر من در یک مدرسه کار میکند.
He bought his wife a birthday present.
او برای همسرش یک هدیهٔ تولد خرید.
Their wives are good friends.
همسران آنها دوستان خوبی هستند.
نکتهٔ کاربردی
Wife برای یک زن متأهل استفاده میشود. برای بیشتر از یک همسر از wives استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— یک مرد و زن متأهل

