معنی ۱neutral · 85%
پوششی از موی طبیعی یا مصنوعی که برای تغییر ظاهر مو یا پوشاندن کممویی روی سر گذاشته میشود.
مثالهای طبیعی
The actor wore a curly wig on stage.
بازیگر روی صحنه کلاهگیسی فر به سر داشت.
Where did you put my wig?
کلاهگیس مرا کجا گذاشتی؟
Colorful wigs filled the shop window.
ویترین مغازه پر از کلاهگیسهای رنگارنگ بود.
نکتهٔ کاربردی
Wig روی سر قرار میگیرد و میتوان آن را برداشت؛ اکستنشن مو به موهای خود فرد متصل میشود.
ترکیبهای رایج
— کلاهگیس به سر گذاشتن
