ترفندی زیرکانه برای فریبدادن یا تحتِ تأثیر قراردادنِ کسی بهمنظورِ رسیدن به نتیجهای دلخواه.
مثالهای طبیعی
Investors fell for the promoter’s wiles despite repeated warnings.
سرمایهگذاران با وجودِ هشدارهای مکرر، فریبِ نیرنگهای مروجِ آن طرح را خوردند.
The novel exposes the wiles of an unscrupulous courtier.
رمان نیرنگهای یکی از درباریانِ بیوجدان را برملا میکند.
A simple wile designed to flatter the judge backfired.
حیلهٔ سادهای که برای چاپلوسی از قاضی طراحی شده بود، نتیجهٔ عکس داد.
نکتهٔ کاربردی
در نوشتارِ امروز، شکلِ جمعِ wiles بهمراتب رایجتر از wile مفرد است.
