مایل؛ آمادهٔ انجام دادن.
مثالهای طبیعی
Are you willing to help with the project?
حاضری برای پروژه کمک کنی؟
She is willing to work on weekends.
او حاضر است آخرهفتهها کار کند.
We're willing to discuss a different solution.
مایلیم راهحل دیگری را بررسی کنیم.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «willing to help»، «willing» در معنای «مایل» بهکار رفته است. صفت باید با اسمی که توصیف میکند ارتباط معنایی داشته باشد.
