درختی با برگهای باریک و شاخههای انعطافپذیر که اغلب کنار آب رشد میکند.
مثالهای طبیعی
An old willow leaned over the river.
بید کهنسالی روی رودخانه خم شده بود.
The council planted five willows beside the lake.
شورا پنج درخت بید کنار دریاچه کاشت.
We sat beneath a willow in the afternoon heat.
در گرمای بعدازظهر زیر سایهٔ درخت بیدی نشستیم.
نکتهٔ کاربردی
willow به گروهی از درختان و درختچهها اشاره دارد؛ weeping willow نوعی بید با شاخههای بلند و آویزان است.
