معنی ۱neutral · 90%
پوشش پارچهایِ دور سر و گردن، بهویژه در لباس سنتی راهبهها.
مثالهای طبیعی
The nun adjusted her white wimple before the service.
راهبه پیش از مراسم مذهبی، پوشش سفید سر و گردنش را مرتب کرد.
Several medieval wimples were displayed behind glass.
چند پوشش سر و گردن متعلق به قرون وسطی پشت شیشه به نمایش گذاشته شده بود.
A loose wimple framed the actor’s face.
پوشش سر و گردنِ گشادی دور صورت بازیگر را قاب گرفته بود.
نکتهٔ کاربردی
امروزه بیشتر در پوشاک مذهبیِ برخی راهبهها، لباسهای تاریخی و نمایشهای مربوط به گذشته دیده میشود.
