معنی ۱neutral · 90%
پیروزی در یک بازی، مسابقه یا رقابت
مثالهای طبیعی
The team celebrated an important win.
تیم یک برد مهم را جشن گرفت.
This was their third win this season.
این سومین برد آنها در این فصل بود.
They needed a win to reach the final.
برای رسیدن به فینال به یک برد نیاز داشتند.
نکتهٔ کاربردی
`Win` در نقش اسم قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— پیروزیای با اهمیت زیاد

