برندهٔ یک بازی، مسابقه یا رقابت شدن.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
برنده شدن
Deutsch
gewinnen
Հայերեն
հաղթել
haghtel
مثالهای طبیعی
Our team won the game.
تیم ما بازی را برد.
She won a gold medal.
او برندهٔ یک مدال طلا شد.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /wɪn/آمریکایی: /wɪn/
این فعل یکهجایی است و تکیه روی همان هجای تنها قرار میگیرد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
برنده شدن
Deutsch
gewinnen
Հայերեն
հաղթել
haghtel
Our team won the game.
تیم ما بازی را برد.
She won a gold medal.
او برندهٔ یک مدال طلا شد.
He wants to win the race.
او میخواهد در مسابقه برنده شود.
از win برای مسابقهها، بازیها، رقابتها و جایزهها استفاده میکنیم. وقتی میخواهیم شخص یا تیمی را که شکست داده شده نام ببریم، از beat استفاده میکنیم.
I won against the team.
I beat the team.
از win برای خودِ مسابقه یا نتیجه استفاده میکنیم. برای شکست دادن یک حریف از beat استفاده میشود.
وقتی کسی مقام اول را به دست میآورد یا برندهٔ جایزهای میشود، از win استفاده کن. به یاد داشته باش که شکل گذشتهٔ آن won است، نه winned.
شکل گذشتهٔ درست win را انتخاب کن.