حرکت کوتاه و ناخودآگاه چهره یا بدن در واکنش به درد یا ناراحتی.
مثالهای طبیعی
Her wince suggested that the ankle still hurt.
جمع شدن صورتش نشان میداد مچ پایش هنوز درد دارد.
He gave a wince when the drill started.
وقتی مته شروع به کار کرد، صورتش از درد جمع شد.
A wince crossed his face at the remark.
با شنیدن آن حرف، صورتش در هم رفت.
نکتهٔ کاربردی
wince واکنشی سریع و غیرارادی است که میتواند درد جسمی یا خجالت را بدون کلام نشان دهد؛ بهصورت فعل هم به کار میرود.
