معنی ۱neutral · 90%
یک بازشو در دیوار که شیشه دارد و اجازه میدهد نور وارد شود.
مثالهای طبیعی
Please open the window.
لطفاً پنجره را باز کن.
She is sitting next to the window.
او کنار پنجره نشسته است.
The room has two large windows.
اتاق دو پنجرهٔ بزرگ دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای یک پنجرهٔ نامشخص از 'a window' و برای یک پنجرهٔ مشخص از 'the window' استفاده کنید.
ترکیبهای رایج
— پنجره را باز کردن تا هوا وارد شود

