رشتهای بلند و باریک از فلز که میتوان آن را بدون شکستن خم کرد.
مثالهای طبیعی
She bent a wire into a small circle.
او سیمی را خم کرد و به شکل دایرهای کوچک درآورد.
Thin wires held the fence together.
سیمهای نازک حصار را کنار هم نگه داشته بودند.
The artist shaped the wire with pliers.
هنرمند با انبردست به سیم شکل داد.
نکتهٔ کاربردی
Wire هم میتواند به فلزِ سیم بهعنوان ماده اشاره کند و هم به یک رشته یا تکهٔ مشخص از آن.
