معنی ۱neutral · 89%
توانایی استفاده از واژهها یا ایدهها به شیوهای هوشمندانه و طنزآمیز
مثالهای طبیعی
Her wit made the interview unexpectedly entertaining.
شوخطبعی هوشمندانهٔ او مصاحبه را برخلاف انتظار سرگرمکننده کرد.
The essay combines sharp wit with serious criticism.
این مقاله شوخطبعی تیز را با نقد جدی ترکیب میکند.
His wit kept the audience engaged throughout the speech.
حاضرجوابی او در تمام سخنرانی مخاطبان را درگیر نگه داشت.
نکتهٔ کاربردی
`wit` به طنز کلامی یا فکریِ هوشمندانه اشاره دارد، نه صرفاً بامزه بودنِ کلی.
