بدون داشتن، شامل بودن یا همراه بودن با کسی یا چیزی.
مثالهای طبیعی
I’d like coffee without sugar.
قهوه بدون شکر میخواهم.
He left without his phone.
او بدون تلفنش رفت.
She went without me.
او بدون من رفت.
نکتهٔ کاربردی
برای نشان دادن اینکه شخص یا چیزی حضور ندارد یا جزئی از چیزی نیست، without را پیش از آن بهکار میبریم.
