عادت داشتن به انجام کاری.
مثالهای طبیعی
He is wont to read before breakfast.
او عادت دارد پیش از صبحانه مطالعه کند.
My grandmother was wont to hum while cooking.
مادربزرگم عادت داشت هنگام آشپزی زیر لب آواز زمزمه کند.
Officials are wont to deny such claims initially.
مقامها معمولاً در ابتدا چنین ادعاهایی را رد میکنند.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و کمی قدیمی است؛ تقریباً همیشه با be wont to و سپس شکل سادهٔ فعل به کار میرود.
