کوشیدن برای به دست آوردن علاقه و محبت عاشقانهٔ کسی.
مثالهای طبیعی
He wooed her with thoughtful letters.
او با نامههای پرملاحظهاش سعی کرد دل او را به دست بیاورد.
The prince is wooing a reluctant musician.
شاهزاده در تلاش است دل موسیقیدانی را به دست آورد که چندان تمایلی به او ندارد.
They wooed each other over several months.
آن دو طی چند ماه تلاش کردند دل یکدیگر را به دست بیاورند.
نکتهٔ کاربردی
این معنای عاشقانه در مکالمهٔ روزمره کمی ادبی یا قدیمی به نظر میرسد.
