معنی ۱formal · 88%
کسی که میکوشد علاقه و محبت عاشقانهٔ شخص دیگری را به دست آورد.
مثالهای طبیعی
The young wooer arrived with a bunch of roses.
خواستگار جوان با یک دسته گل رز از راه رسید.
She rejected several wooers before meeting her husband.
او پیش از آشنایی با شوهرش، چندین خواستگار را رد کرده بود.
As a wooer, he relied on poems rather than gifts.
او بهعنوان خواستگار، بهجای هدیهدادن به شعر متوسل میشد.
نکتهٔ کاربردی
واژهای قدیمی یا ادبی برای خواستگار عاشقانه است و در گفتار روزمره برای افراد در حال آشنایی چندان رایج نیست.
