انجام دادن یک شغل یا فعالیت، بهویژه برای کسب درآمد یا کامل کردن یک کار.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کار کردن
Deutsch
arbeiten
Հայերեն
աշխատել
ashkhatel
مثالهای طبیعی
I work at a hospital.
من در یک بیمارستان کار میکنم.
She works as a teacher.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /wɜːk/آمریکایی: /wɝːk/
این فعل یکهجایی است و تکیه روی همان هجای تنها قرار میگیرد.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
کار کردن
Deutsch
arbeiten
Հայերեն
աշխատել
ashkhatel
I work at a hospital.
من در یک بیمارستان کار میکنم.
She works as a teacher.
او بهعنوان معلم کار میکند.
He works for a bank.
او برای یک بانک کار میکند.
Work معمولاً برای صحبت دربارهٔ شغلها و فعالیتهای منظم بهکار میرود. برای بیان حرفه از work as + job، برای نام بردن از کارفرما از work for + employer و برای بیان محل کار از work at/in + place استفاده میکنیم.
I work in a teacher.
I work as a teacher.
وقتی نام یک شغل یا حرفه را میگوییم، از الگوی work as + job استفاده میکنیم.
برای صحبت دربارهٔ اشتغال از work استفاده کن. الگوهای رایج آن work as + job، work for + employer و work at/in + place هستند.
جملهٔ درست را انتخاب کن.