معنی ۱neutral · 90%
موجود، رخدهنده یا شناختهشده در سراسر جهان
مثالهای طبیعی
The company has a worldwide network.
این شرکت یک شبکهٔ جهانی دارد.
Climate change is a worldwide issue.
تغییرات اقلیمی یک مسئلهٔ جهانی است.
The brand became famous worldwide in scope.
این برند در مقیاسی جهانی مشهور شد.
نکتهٔ کاربردی
`Worldwide` در نقش صفت اغلب پیش از اسم میآید.
ترکیبهای رایج
— شبکهای که در بخشهای مختلف جهان گسترده است

