آسیبدیده بر اثر سوراخهای ریز ناشی از حشرات یا لاروهای کرممانند.
مثالهای طبیعی
The worm-eaten chest needed careful restoration.
صندوقچهٔ کرمخورده به مرمت دقیقی نیاز داشت.
Several worm-eaten pages crumbled when the book was opened.
وقتی کتاب را باز کردند، چند صفحهٔ حشرهخوردهاش خرد شد.
Those beams look worm-eaten and should be inspected.
به نظر میرسد آن تیرهای چوبی کرمخوردهاند و باید بررسی شوند.
نکتهٔ کاربردی
در نجاری، worm میتواند به لاروهای چوبخوار اشاره کند؛ worm-eaten لزوماً به معنی آسیب کرم واقعی نیست.
