معنی ۱neutral · 95%
نگران یا مضطرب بودن چون فکر میکنی ممکن است اتفاق بدی رخ دهد.
مثالهای طبیعی
Do not worry about the bus.
نگران اتوبوس نباش.
She worries that she will fail.
او نگران است که مردود شود.
They worried about their son.
آنها نگران پسرشان بودند.
نکتهٔ کاربردی
پیش از شخص، چیز یا موقعیتی که باعث نگرانی میشود از worry about استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— نگران چیزی بودن

