معنی ۱neutral · 90%
به شیوهای کمتر موفق، مؤثر، سالم یا رضایتبخش
مثالهای طبیعی
I slept worse last night.
دیشب بدتر خوابیدم.
The team played worse after half-time.
تیم پس از نیمهٔ اول بدتر بازی کرد.
The old system works worse under pressure.
سیستم قدیمی تحت فشار بدتر کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Worse` شکل مقایسهای است؛ `worst` شکل عالی است.
ترکیبهای رایج
— بدتر یا جدیتر شدن
