معنی ۱neutral · 90%
احترام و دلبستگی عمیق مذهبی نسبت به یک معبود نشان دادن
مثالهای طبیعی
They worship the same deity in different ways.
آنها همان معبود را به شیوههای متفاوت میپرستند.
Families worship together during major religious festivals.
خانوادهها در جشنهای بزرگ مذهبی با هم عبادت میکنند.
Many residents worship at the temple nearby.
بسیاری از ساکنان در معبد نزدیک عبادت میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`worship` میتواند با معبود بهعنوان مفعول متعدی باشد یا وقتی تمرکز بر خودِ فعالیت است بدون مفعول به کار رود.
