بدتر، ناخوشایندتر یا جدیتر از همهٔ چیزهای دیگری که مقایسه میشوند
مثالهای طبیعی
That was the worst journey of my life.
آن بدترین سفر زندگی من بود.
The traffic was worst around six.
ترافیک حوالی ساعت شش در بدترین وضعیت بود.
Maths was his worst subject at school.
ریاضی بدترین درس او در مدرسه بود.
نکتهٔ کاربردی
worst زمانی استفاده میشود که چیزی از همهٔ موارد دیگر در گروه مقایسه بدتر باشد. اغلب پیش از آن the یا یک واژهٔ ملکی مانند my یا his میآید.

