بهدلیل ویژگیهای خوب یا اهمیت، شایستهٔ احترام، توجه، حمایت یا افتخاری خاص بودن
مثالهای طبیعی
Her research is worthy of serious attention.
پژوهش او شایستهٔ توجه جدی است.
They support several worthy causes in the region.
آنها از چند هدف ارزشمند و شایستهٔ حمایت در منطقه پشتیبانی میکنند.
All three finalists are worthy of the award.
هر سه فینالیست شایستهٔ دریافت این جایزه هستند.
نکتهٔ کاربردی
پس از `worthy` اغلب `of` میآید تا مشخص شود شخص یا چیز شایستهٔ چه چیزی است.
