معنی ۱neutral · 85%
زخم؛ جراحت.
مثالهای طبیعی
The nurse cleaned the wound carefully.
پرستار زخم را با دقت تمیز کرد.
His arm wound is healing slowly.
زخم روی بازویش بهکندی خوب میشود.
The doctor covered the wound with a bandage.
پزشک زخم را با پانسمان پوشاند.
نکتهٔ کاربردی
wound در نقش اسم «زخم» است؛ با wound به تلفظ /waʊnd/ که گذشتهٔ wind است اشتباه نشود.
ترکیبهای رایج
— ترکیبی رایج در معنای «زخم»
