زخمی کردن.
مثالهای طبیعی
The falling glass wounded his hand.
شیشهٔ افتاده دستش را زخمی کرد.
Several people were wounded in the explosion.
چند نفر در انفجار زخمی شدند.
The animal was wounded but survived.
حیوان زخمی شد، اما زنده ماند.
نکتهٔ کاربردی
فعل wound به معنی «زخمی کردن» /wuːnd/ تلفظ میشود و گذشتهاش wounded است؛ wound با تلفظ /waʊnd/ گذشتهٔ wind نیز هست.
ترکیبهای رایج
اشتباه رایج
The glass wound his hand yesterday.
The glass wounded his hand yesterday.
در کاربرد «wound»، صورت “wound” را به “wounded” تغییر دهید تا جمله از نظر دستوری درست شود.
درس کوتاه: wound: زخمی کردن
ترکیب «seriously wound» را به خاطر بسپارید. در جملهٔ «شیشهٔ افتاده دستش را زخمی کرد.» معنای «زخمی کردن» را میرساند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.«wound» در جملهٔ «The falling glass wounded his hand.» چه معنایی دارد؟
