معنی ۱neutral · 85%
تکهای کاغذ، پلاستیک یا مادهٔ دیگر که برای پوشاندن یا محافظت دور چیزی پیچیده میشود
مثالهای طبیعی
Put the snack wrapper in the bin.
لفاف خوراکی را در سطل زباله بینداز.
She removed the wrapper before opening the sandwich.
او پیش از باز کردن ساندویچ، لفاف دورش را برداشت.
Wrappers lay scattered around the picnic tables.
لفافها اطراف میزهای پیکنیک پراکنده بودند.
نکتهٔ کاربردی
Wrapper اغلب پوشش مستقیمِ دور غذاست، اما packaging میتواند جعبه و دیگر ظرفها را هم شامل شود.
