نواری که برای شناسایی، حمایت یا زینت به دور مچ دست بسته میشود
مثالهای طبیعی
The festival wristband lets visitors return after lunch.
مچبند جشنواره به بازدیدکنندگان اجازه میدهد بعد از ناهار دوباره وارد شوند.
She wore a wristband to support her injured wrist.
او برای حمایت از مچ آسیبدیدهاش مچبند بست.
Security checked our wristbands at the entrance.
مأموران امنیتی مچبندهای ما را هنگام ورود بررسی کردند.
نکتهٔ کاربردی
مچبند جشنواره حق ورود را نشان میدهد و مچبند حمایتی به ثابت ماندن مچ آسیبدیده کمک میکند.
