معنی ۱neutral · 90%
شخصی که کتاب، داستان، مقاله یا متنهای دیگر مینویسد
مثالهای طبیعی
Her father is a writer.
پدر او نویسنده است.
The writer of this book is very famous.
نویسندهٔ این کتاب بسیار مشهور است.
Three writers work in this office.
سه نویسنده در این دفتر کار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Writer برای توصیف شخصی استفاده میشود که متنهای نوشتاری مانند کتاب یا داستان تولید میکند، بهخصوص بهعنوان شغل یا فعالیت منظم.
ترکیبهای رایج
— نویسندهای که افراد زیادی او را میشناسند

