معنی ۱neutral · 90%
بهشکل نادرست یا اشتباه
مثالهای طبیعی
I answered the question wrong.
به سؤال اشتباه پاسخ دادم.
You wrote my address wrong.
نشانی مرا اشتباه نوشتی.
Something went wrong during the test.
هنگام آزمایش مشکلی پیش آمد.
نکتهٔ کاربردی
`Wrong` در نقش قید اغلب پس از فعلهایی مانند `go`، `get`، `answer` و `write` میآید.
ترکیبهای رایج
— دچار مشکل شدن یا شکست خوردن
